شب نوشته های یک ذهن بیمار
یکی از دوستام با اعصابی خورد چند لحظه پیش زنگ زد و بهم گفت از خونه به شماره تلفن 17 زنگ بزن ببینم تلفنم چرا قطع شده. وقتی زنگ زدم و شماره تل خونشو دادم پاسخ این بود: "مشترک گرامی به علت عملیات تعمیر کابل تلفن شما به مدت 72 ساعت خراب می باشد". وای دوستم تا اینو شنید هر چی فحش با ناموسی و یا بی ناموسی بلد بود مث تیر بار ژ-3 به زبون اورد وگفت یعنی من 3 روز اینترنت ندارم!چیکار کنم پس تو این چن روز تعطیلی کاش نحوه برخورد ما آدم بزرگا مث این کوچولو ها بود فارغ از رنگ و پول و کشور و یا شهر و روستا راستی یه گروه خوب پیدا کردم تو راک به نام Dire straits .البته اونا بودنا تازه آخرین آلبومشونم واسه سال ها پیش بوده ولی نیس ما از همه دنیا عقبیم حالا پیداش کردم!! ولی در کل خوبه و میشه چندین بار گوش کرد .و لذت برد. مامان می گفت رفته بودیم جشن تولد پسر یکی از دوستای پدر.به قول خودش ما زنها تو آشپزخونه بودیم کنار هم و غیبت این و اون می کردیم که پسر دوست پدر میاد و میگه خاله چرا اینجا نشستی بیا که کم کم "در و دافا" !! هم میان. خلاصه مامان می گفت ما با خودمون گفتیم این "درودافا " که این پسر می گه کی یا چی !! هستن؟ خلاصه مامان می گفت وای ی ی بعد یه ساعت دیدم یه مشت دختر با لباس و تیپای.... اومدن آرش هم گفت خاله بیا اینم "در ودافا"!! می گفت منم که تازه دوزاریم افتاد منظورش از "در وداف" چیه رفتم باهاشون گپی زدم و بعدش رو به پسرا گفتم اگه اینا "در و دافا"ی شما هستن پس شما هم "خر ودافا"ی این دخترا هستین. پسرا گفتن چرا خوب؟ بهشون گفتم چون همیشه شما پسرا خر این دخترا میشین
آخه مملکته داریم!!
کلی هم فک کردیم به جایی نرسیدیم چیزی هم نگفتیم به کسی؛ با این حال دل تو دلم نبود که ببینم این "دروداف" چی هست.

| Design By : Night Melody |

